|
کتاب حاضر از گرداوری و
بازنويسی پارهای نوشتههای يازده ساله گذشته (تقريبا همه در
“نيمروز“) فراهم آمده است (نوشتهای نيست که در نگاهی ديگر، از
بازنويسی بگريزد؛ و “سخن آخر“ زمان دارد.) دنباله انديشههای بيست
و چند ساله گذشته و گستردهترين نگاهی است که ديدگان من میتوانسته
بر موقعيت يا وضعيت ايران بيندازد. پاسخی است، پاسخهائی است به
پرسشهای هميشگی من: گرفتاری ما کجاست؟ چرا نتوانستهايم از
توانائیها و فرصتهای خود بهره گيريم؟ از آن بدتر چگونه
توانستهايم آن فرصتها را به زيان خود درآوريم؟ اين دلمشغولی به
پرسشهای کليدی در موقعيت ما و پاسخهائی که ناگزير درپی میآمد،
بیچارهجوئیها ناقص میماند و با طبيعت کسی که خود بخود خويشتن
را به جای ديگران میگذارد نيز سازگار نمیبود. اکنون چارهجوئیها
در برابر است تا به کجا برسد. |